محمدرضا جوادی محب

منو

میدانم که نمیدانی

کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودن هایت میشد …

کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم

و دردهایم را به گوش تو میرساندم … بدون تو عاشقی برایم عذاب است

میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم …

میدانی کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم …

که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود

 میدانم که نمیدانی بدون تو دیگر بهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزء … مرگ …

میدانم که نمیدانی
۴ (۸۰%) ۳ votes

دسته :  گلبانگ عشق

دیدگاه ها